«شباهت مردم به  مقتضیات زمان خود، بیشتر از شباهت آنان به پدران شان است» این کلام امام علی در شکلی دیگر نیز رایج است: «فرزند زمان خویشتن باش». انسان در بستر زمان و مکان زندگی می کند؛ همه چیز در حال حرکت و دگرگونی است. شاید یک مفهوم «صیرورت»در نظریه ملا صدرا همین باشد.انسان تا چه اندازه می تواند انتخابگر باشد؛ با« حرکت» همراه شود یا در انزوا و به یاد «آن زمانها»در غمی نوستالژیک بسوزد و  به زندگی ادامه دهد؟

به نظر می رسد انتخابگری انسان، مطلق نیست.شرایط زمان، شیوه زیستن و سبک زندگی، ابزار زیست او را تغییر می دهد و او در جبر این حرکت خواسته و ناخواسته، گرفتار می شود. اندیشه ورزی انسان و انتخابگری او نیز به مقاومت یا انعطاف پذیری او در این حرکت جاری زمان سنجیده می شود. چرا ودر چه مواردی باید با تغییرهمراه بود و در چه مواردی باید مقاومت کرد. گاهی تشخیص نادرست این دو مقوله سرنوشتهای اسف باری را برای اقوام و ملل رقم زده است.شناخت مقتضیات زمان راز ماندگاری است، چه در حوزه شخصی و چه از جنبه اجتماعی.

انتخابگری، گاهی یک فرصت و بزنگاه تاریخی است. اگر از دست برود یا در انتخابگری اشتباه شود، باید پیامدهای آنرا به جان خرید. هر اشتباهی، هزینه ای دارد. هر چه اشتباه بزرگتر باشد، هزینه آن نیز بیشتر است. «تجربه» گوهر و سرمایه  گرانبها و چراغ راهِ گریزاز « تکرار اشتباه» است. فرموده اند: تجربه برتر از علم است، گویای این نکته ای است. چنین است که خداوند سفارش به مطالعه سیرت و سنت اقوام گذشته و تدبر در احوال آنها را می کند. معنای این سفارش، فقط پراختن به جنبه باستانشاسی یا مطالعه تاریخ کهن نیست (اگر چه می تواند باشد) مطالعه امروز و دیروز خودمان، پدرانمان و… است.

فرزند زمان خویش بودن، امری خردمندانه و لازمه ماندگاری حیات شخصی و اجتماعی است… و این به معنی لجاجت بی ثمر یا سر تسلیم فرود آوردن در برابر شرایط یا هر نوع تجدد و نوگرایی کورکورانه نیست.