۱- از میراث ادب فارسی:

مردم طوس، شیخ ابوسعید را برای ایراد خطابه دعوت کرده بودند. چون ازدحام مردم زیاد بود، متصدی مراسم ندا داد که :خدایش بیامرزد که هرکسی از آنجا که هست یک گام فراتر آید و شیخ پس از آن بر منبر شد و پس از نثار درود بر پیامبر، گفت: اصل کلام را این مرد گفت«… هرکسی از آنجا که هست یک گام فراتر نهد» والسلام. سخن دیگری نگفت و از جایگاه سخن پایین آمد.

اسراراتوحید: فی مقامات الشیخ ابوسعید. محمد بن منور، ص. ۲۵۵

۲- از مردی که «ابوذر» و «ربذه» را دوست داشت:

شگفتا از این آدمی! چه اعجوبه ای است: اگر هزار ها سال در زیر بمباران تبلیغات یکنواخت و یک جهت و مستمرش گیرند و تلاش کنند که قطره ای نیز از ابر دیگر و آبی دیگر بر سرش نبارد، تا وی نسل اندر نسل در زیر بارش این دروغ بروید و بپرورد و به برگ و بار نشیند، هنگام ثمر که می رسد، با وزش نخستین نسیم

اسفندی، رسیدن بوی حیات آفرین بهاری، گلی که بر شاخش می روید، گل حقیقت است؛ آن چنان که با هیچ حساب و کتاب ظاهری جور در نمی آید.
دکتر علی شریعتی. مجموعه آثار، جلد۲۹، ص. ۴۹۶

۳- نوروزنامه!

اگر اول نوروز به یکشنبه افتد: صاحب آن سال ستاره (شمس) باشد. کار پادشاهان و بزرگان نیکو باشد و فراخی نعمت و ارزانی بود اما سباع و دزد بسیارشود و باران و تگرگ بسیار بارد و غله و میوه فراوان باشد و مردمان را از یکدیگر خیر و منفعت رسد و تابستان آن گرم و زمستانش معتدل باشد و رغبت مردم به علم و دانش و تعلیم و تربیت زیاد گردد و حال معلمان و استادان خوش شود و روییدنی ها به ثمر رسند و کار دیم و دیم کاران نیکو بود و بزرگان و دولتمندان را خوش گذرد و غرور و تکبر و مناعت در میان فقرا زیاد گردد و کارهای بزرگ انجام شود و امر غریب در عالم به ظهور رسد و طاغی و یاغی اندک باشند و حال سلطان و رعایا نیکو باشد.

جعفر شهری. تهران قدیم جلد چهارم، ص. ۵۲

۴- از شیخ بهایی:

در میکده، دوش زاهدی دیدم مست         تسبیح بگردن و صراحی در دست

گفتم زچه در میکده جا کردی؟ گفت       از میکده هم بسوی حق راهی هست

تاریخ ادبیات ایران. دکتر ذبیح الله صفا، جلد ۵/۲ ص. ۱۰۴۶

۵- دور رویه تمدن غرب :

«تمدن غرب» دو رویه دارد: دانش، فناوری و نواندیشی در حوزه های گوناگون پزشکی، صنعتی، شیمی، فیزک، ریاضی، حقوق، تاریخ و… یک رویه تمدن غرب است(رویه دانش و کارشناسی). مردم سایر نقاط جهان، به رغم نیازمندی بدین دستاوردها ( که شاید خود نیز در تکامل آن سهم داشته اند) از دسترسی واقعی بدان محرومند. رویه دیگر این تمدن، استعمار و بهره کشی است که در سیر تاریخی خود، شکلهای گوناگونی به خود گرفته است؛ از حضور مستقیم در سرزمینهای دیگر و غارت مستقیم ثروت و بهره کشی از بومیان گرفته تا شکل استعمار نو(رویه استعماری).

تاکنون، کسی چون مرحوم دکتر عبدالهادی حائری به دیده ژرف به این مقوله ننگریسته و تحلیل کارشناسی از این مقوله ارائه نداداست. ایشان در کتاب پر ارج خود با عنوان «نخستین رویارویی اندیشه گران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی غرب»، به واکاوی و تحلیل رفتار کنشگران صحنه سیاسی و اجتماعی ایران در سده اخیر پرداخته و زوایای پنهان بسیاری را آشکار کرده است.

۶- برابر نهادن برای واژگان بیگانه:

زکریای رازی الکل را کشف کرد، همه دنیا هنوز پس از هزار سال کشف وی را به همان نامی که او نهاده، می شناسند. کوششی هم برای معادل یابی آن نکرده اند. چرا ما باید سعی کنیم مصنوعات دیگران را به نام دیگری بنامیم و اصرار بر معادل یابی فارسی داشته باشیم؟ این مفهوم سخن آقای «دکتر عباس منظرپور» در کتاب خواندنی«در کوچه و خیابان» است. ایشان استفاده از اصل این واژگان را لازمه پویایی زبان می داند.

حقیقتاً با دشواری بزرگی در کاربرد واژگان بیگانه روبرو هستیم. گاه معادلهایی ارائه می شود که نامأنوس تر از اصل واژه بیگانه است. مانند آنچه چندی پیش، درمورد استفاده از واژه «پاس ور» به جای «پلیس» پیشنهاد شد (که البته با واکنش فرهنگستان زبان فازسی، منتفی شد). حاشیه ای که می توان به سخن دکتر منظرپور زد این است که «محدوده» کاربرد واژگان اصلی کجاست؟ آیا در باره سایر زبانها (به جر انگلیسی) نیز باید چنین اصراری وجود داشته باشد؟ آیا برابر نهادن بر یک واژه بیگانه اصل است و رایج کردن کاربرد رسمی آن، یا پذیرش عامه مردم؟

با اینکه در محیطهای آموزشی نیز به دلیل استناد فراوان به یافته های علمی سایر ملل، استفاده از اصل واژاگان بیگانه اجتناب ناپذیر است، آیا می توان حوزه کاربرد معادلهای رسمی فرهنگستان را محدود به استفاده رسمی در مکاتبات اداری کرد یا باید به فکر چاره ای دیگر بود؟ چاره ای که نه فقط بنا به ملاحظات زبانشناسانه، بلکه جنبه های مردم شناسی و اجتماعی را نیز مورد توجه قرار داده باشد.

۷-مفهوم فضای سایبر:

استفاده از مفهموم فضای سایبر کم و بیش رایج است. برخی آنرا معادل اینترنت و حتی وب می دانند و برخی نیز مفهموم اصلی آنرا دریافته اند. گروه نخست خیلی بیراه نمی گویند، فضای سایبر شامل اینترنت و وب هم می شود اما فضای سایبر، مفهومی فراگیرتر است. بدون وارد شدن به عرصه بحث ریشه واژگانی، باید بگویم، فضای سایبر یعنی اینترنت بعلاوه فضای ذهنی و روانی کنش گران و تعامل آنان با شبکه های موجود در محیط اینترنت. فضایی که تجسم خاصی در ذهن افراد پیدا می کند که الزاما با فضای واقعی یکسان نیست. روشنتر بگویم، فضای سایبر، حاصل تعامل انسان و تکنولوژی اینترنت و روابط شبکه ای است که با واسطه ابزار نوین تکنولوژی  شکل می گیرد.