محیط‌ های علمی و آکادمیک ایران، به دلیل‌های زیادی با پدیده «پذیرش مسئولیت- تعلل و تأخیر در انجام وظایف» روبرو هستند. اشاره به مصداق‌های این پدیده، می‌تواند این واقعیت را آشکارتر کند. در دانشگاه‌ها، استادان راهنما و مشاور، مسئولیت هدایت دانشجو برای پژوهش در رساله تحصیلی را به عهده دارند. دانشجویان گزارش پیشرفت کار خود را به استادان ارائه می‌کنند. مطالعه گزارش، با توجه به تراکم و حجم فعالیت‌های علمی- پژوهشی ( یا اجرایی) استادان، نیازمند زمان است. سقف زمانی برای پاسخگویی چقدر است؟ بنا به اطلاع اینجانب، تقریباً قاعده‌ای وجود ندارد تا الزامی به رعایت محدوده زمانی شود. پس موضوعی تا اندازه‌ای عرفی می‌شود. این «زمان عرفی» می‌توان از هفته‌ها تا ماه‌ها باشد! محاسبه کنید، بازخورد دیرهنگام در چنین فرایندی، چه زمای را به هدر می‌دهد و چه تأثیری بر کیفیت انجام کار دانشجویان می‌گذارد. اگرچه استثنا هم در این میان وجود دارد و خود شاهد آن بوده‌ام. اما مایلم بگویم که کسانی هم هستند که پاسخ زودهنگام و سریع را، نشانه منفی ارزیابی می‌کنند! جزئیات این گونه ارزیابی‌ها را باید از زبان خودشاان شنید. اما، آنچه جای تأمل دارد، آثار منفی این نگرش و شیوه‌ کار بر روند فعالیت‌های پژوهشی و آموزشی است.

در داوری مقاله‌های نشریه‌های علمی نیز به شکلی این رویه به اپیدمی تبدیل شده است. کسانی که داوری مقاله‌های علمی را می‌پذیرند، علیرغم تذکر «..تا تاریخ … یا مدت… دیدگاه خود را درباره مقاله ارسال فرمایید»، ماه‌ها، اظهار نظر را به تأخیر انداخته و هیچ‌گاه خود را در جایگاه و شرایط نویسنده مقاله قرار نمی‌دهند. چه نیکو است، کسی که تا چند ماه فرصت مطالعه و بررسی یک مقاله را ندارد، از همان آغاز، بدون معطلی شرایط خاص تعیین کند یا از پذیرش داوری امتناع ورزد. اگر چه مدیران و سردبیران نشریه‌های علمی می‌توانند با در نظر گرفن گزیه‌های مناسب، نقش مهمی در این اصلاح این روند داشته باشند؛ گزینه‌های داوری را به افراد خاصی محدود نکنند و دامنه انتخاب داور را گسترش دهند.

لازم است نوعی بازنگری در مناسبات رایج در امر داوری و ارزیابی در محیط‌های علمی و دانشگاهی انجام گیرد. کادرهای علمی، در پذیرش مسئولیت، تابع نظم باشند و در صورتی که تراکم کار، از پذیرش اولیه مسئولیت‌های جدید خوددای ورزند. بی‌گمان، با چنین رویکردی، هم خودرا از زیربار وظایف جدیدی که الزامی خاصی به انجام آن ندارد، رها می‌کنند و هم، فرصت ورود چهره‌های علمی دیگر را بدهند، کسانی که به رغم توانایی بالای علمی، در بیشتر اوقات، نادیده گرفته می‌شوند.

چنین باد!