دکتر محمود بابایی

مقدمه

در انقلاب علمی قرن هفدهم میلادی، «اعتماد[۱]» را مقوله‌ای در تضاد با علوم سودمند می‌دانستند. علوم عرصه شکاکیت و طرح پرسش بود، نه اعتماد. این دیدگاه درستی نبود. یافته‌های علمی می‌توانست مبنایی برای اعتماد و پله‌ای برای صعود و رشد علمی باشد. در نظریه‌های آماری، اعتماد به شکل عددی و بر اساس محاسبات مورد توجه بود (Shadish, Thomas and Campbell, 2002).اعتماد در فضای سایبر

اکنون که حجم عظیمی از گردش اطلاعات، مبادلات بازرگانی و تعامل‌های انسانی  در بستر اینترنت انجام می‌گیرد، اعتماد می‌تواند یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فعالیت در این فضای نوین باشد.  اگر در تعامل‌های سنتی -چهره به چهره – کنشگران/کاربران با استفاده از شاخص‌ها و رویه‌های رایج به اعتماد طرفینی دست می‌یافتند یا در میزان اعتماد خود در شبکه روابط اجتماعی از عنصر تجربه، آزمون، کند و کاو بهره می‌بردند، اجتماع‌های آنلاین، با توجه به ویژگی‌های خاص خود، راه را بر چنین روش‌هایی بسته‌اند. اعتماد، نه به واسطه شناخت مستقیم و در فرایند ارتباطات و تعامل‌های چهره به چهره، بلکه از طریق یک عنصر «واسطه»، و بنا به اقتضائات موقعیت، و فضایی که کنشگر در آن قرار می‌گیرد، حاصل می‌شود. این عنصر واسط همان سازوکارهای ارتباطی و فراهم‌کننده امکان تعامل در فضای سایبر است.

هر چه عمومیت و کاربرد اینترنت رشد می‌یابد، امنیت و حریم خصوصی تراکنش‌های آنلاین  اهمیت اعتماد را آشکارتر می‌سازد. نبودن اعتماد، یکی از بزرگ‌ترین موانع دادوستدهای آنلاین قلمداد شده است(Seong, 2009:33). با رشد فراگیر فناوری اینترنت، زندگی مردم تا حد زیادی با فضای سایبر گرده خورده است، دوست‌یابی، گپ‌زنی آنلاین(چت)، تبادل نظر، مبادله اطلاعات، اشتراک‌گذاری، و دادوستد مالی از جمله فعالیت‌های رایج کسانی است که کاربر اینترنت شناخته می‌شوند. نبودن اعتماد برای این فعالیت‌ها را می‌توان بزرگ‌ترین تهدید برای فعالیت‌های اینترنتی دانست. البته گونه فعالیت‌ها، رابطه مستقیم با میزان اعتماد مورد انتظار دارد. معمولاً کاربران اینترنت، در تجارت الکترونیکی و دادوستد مالی در اینترنت، دقت و تأمل بیشتری می‌کنند و این‌گونه فعالیت‌ها اعتماد سطح بالایی می‌طلبد. میزان ریسک در تبادل اطلاعات شخصی و داده‌های حساس مانند اطلاعات بانکی نسبت مستقیم با اعتماد دارد(Dong, 2010). در واقع اعتماد در فضای سایبر زمانی الزامی می‌شود که شرایط، از نظر کاربر مخاطره‌آمیز شده و هزینه ریسک کردن بالا می‌رود.

برای جلب و  نگهداری مشتریان، هم‌چنین برای ایجاد مزیت رقابتی، بازاریابان، با چالش ایجاد و حفظ اعتماد مشتریان روبرو هستند. این چالش، موجب توجه به مقوله اعتماد آنلاین و اهمیت «بیشتر دانستن» درباره آن شده است. خرید و فروش آنلاین بر برخی از محدودیت‌های سنتی اعتماد چیره شده است، اما مسایل بسیار و جالب توجهی وجود دارد که باید درباره آن‌ها پژوهش انجام گیرد. مفهومی که تقریباً همه پژوهش‌های مربوط به اعتماد وجود دارد، مجموعه‌ای از مقیاس‌های گرایش است که می‌تواند برای اندازه‌گیری اعتماد مورد استفاده قرار گیرد. استانداردی برای مقیاس‌ها وجود ندارد، و مطالعات گذشته، از  آیتم‌ها و مقیاس‌های گوناگونی استفاده کرده‌اند. (Urban, Lorenzon & Amyx, 2009). پژوهشگران تلاش کرده‌اند اعتماد را به عنوان یک رفتار مفهومی کنند؛ مانند آندرسون[۲]، ناروس[۳]، دویتش[۴]، و فاکس[۵]. عموماً درباره رفتار اعتمادآمیز در حوزه تجارت الکترونیکی، شامل اشتراک‌گذاری اطلاعات شخصی، خرید، یا کار روی اطلاعاتی که از سوی سایت‌ها ارائه می‌شود، بحث کرده‌اند(McKnight, et al, 2002).

در شرایط گوناگون، شکل‌گیری روابط در شبکه‌های اجتماعی،  می‌تواند با چالش «اعتماد» روبرو گردد. این چالش می‌تواند بر پایه انگاره‌های فرهنگی، یا برخاسته از شناخت و تصور کاربران از سازوکارهای بکار گرفته شد فناوری ارتباطی باشد.

اعتماد، بنیان و نقطه آغاز تبادل اجتماعی و بسترساز تعامل در شبکه‌های اجتماعی است. به نظر می‌رسد، مقوله «اعتماد» همواره با نوعی ریسک‌پذیری دائمی روبرو است. «پالدم» (Paldam, 2000:11) بر این باور است که سرمایه اجتماعی، رشته/ حلقه پیوند جوامع به یکدیگر است. وی، رویکردهای نظری در  زمینه سرمایه اجتماعی را به سه دسته تقسیم می‌کند: اعتماد، همکاری، و شبکه. با تکیه بر این فرض کلیدی که اعتماد بر سهولت  همکاری داوطلبانه دلالت دارد، وی به دنبال نشان دادن همین رابطه بین اعتماد و شبکه است. از این رو، «پالدم» نتیجه می‌گیرد که تعریف شبکه متناسب با تعریف «همکار-اعتماد» باشد. در نتیجه، این پیوند خوردگی اجتماعی، یا سرمایه  اجتماعی، می‌تواند به معنای اعتماد متقابل در گروه تعریف شود. حضور سرمایه اجتماعی، نشان می‌دهد که چگونه مردم می‌توانند به سادگی، و بدون نیاز به ایفای نقش شخص ثالث، با یکدیگر دادوستد داشته باشند. به این ترتیب، وجود سرمایه اجتماعی ممکن است موجب روان‌سازی کنش جمعی و کاهش انگیزه برای سوء استفاده شود.

نتیجه پژوهش‌های بین فرهنگی نشان می‌دهد که اعتماد ممکن است در هر فرهنگی با توجه به مقیاس‌های خاصی تعریف شود و سطوح گوناگونی داشته باشد (Kiyonari, et al, 2006) و  دچار ناپایداری و دگرگونی شود. بر این پایه، نظام و کیفیت روابط در شبکه‌های اجتماعی را می‌تواند در یک «دگرگونی مداوم» فرض کنیم که زیر تأثیر میزان و سطوح اعتماد، دچار تلاطم می‌گردد. افزون بر این، متغیرِ هنجارهای اجتماعی نیز بر کیفت ایجاد، شکل‌گیری و استمرار اعتماد در شبکه تأثیر داشته‌ باشد. چرا که در جوامع مختلف، هنجارهای اجتماعی یک‌نواخت نبوده و یکسان ارزش‌گذاری نشده است. کیفیت‌های متفاوت اعتماد می‌تواند در هنجارها و ارزش‌های فرهنگی سرچشمه داشته باشد.

اعتماد آنلاین نیازمند پژوهش‌های بین‌رشته‌ای است(Rousseau, 1998). پژوهش‌ درباره اعتماد آنلاین، تا کنون به طور جداگانه، در حوزه‌های بازاریابی، فناوری اطلاعات، و علوم رایانه‌ای انجام شده است. (جای پژوهش‌های متکی به علوم رفتاری، روانشناسی اجتماعی،  و جامعه‌شناسی خالی است). اعتماد مسئله‌ای جهانی است و باید تفاوت‌های جهانی را در ارزیابی و اندازه‌گیری آن مورد توجه قرار داد.

تأثیر وب۲ در کنترل کاربران بر محتوا و انتشار و اشتراک‌گذاری، و رابطه آن با اعتماد اهمیت دارد. داده‌ها متعلق به کاربران است. زندگی دوم، شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌نویسی، ویکی‌ها، از پدیده‌هایی هستند که در اشاره به اعتماد، باید به آن‌ها توجه شود. سرعت تغییرات زیاد است و فرصت‌های بسیاری برای مطالعه اعتماد در محیط آنلاین وجود دارد (Urban, Lorenzon & Amyx, 2009). از آنجا که الگوی کسب اعتماد در فضای سایبر و با استفاده از سازوکارهای اینترنت، با الگوی فضای فیزیکی می‌تواند کاملاً متفاوت باشد، شناخت مؤلفه‌های اعتماد در فضای سایبر اهمیت بیشتری می‌یابد.

دانش موجود پیرامون «اعتماد در فضای سایبر ایران» اندک است؛ بدان سبب که پژوهش‌ علمی در این زمینه بسیار اندک و انگشت‌شمار است. از این رو، تصویر روشنی از وضعیت موجود میزان اعتماد در شبکه‌های اجتماعی در فضای سایبر [۶]ایران  در دسترس نیست. از این رو نمی‌توانیم هیچ‌گونه برآوردی از میزان انسجام درونی آن‌ها داشته باشیم. از یک سو، گستره مفهومی اعتماد در فضای سایبر به ویژه در شبکه‌های اجتماعی، و الگوهای آن می‌تواند به عنوان یک پرسش پیش رو قرار گیرد، و از سوی دیگر، پاسخ روشنی به این پرسش که  نقش متغیرهای محیطی (مانند سازوکارهای فضای سایبر)، فرهنگی، اجتماعی، مهارتی و فردی در شکل‌گیری اعتماد در فضای شبکه‌های اجتماعی چیست، وجود ندارد.

متن کامل